موزرم 
موزرد یعنی کسی که موهایش زرد است 
مو زرم           مو یعنی انگور  و زرم همان زرد است پس می شود موزرم 
 
 
 
موزرم که بود
(موزرم)از گفته های افراد عادی شنیده شده است که اصل کلمه موزرد می باشد و به مرور زمان (دال) آن به
(میم ) تبدیل شده است ،این افراد ادعا می کنند که فردی با موهای زرد در گوه منگشت زندگی می کرد و شاید نژاد او از ارامنه باشد.و بعد از اینکه یکی از نمایندگان اسلامی سراغ آن فرد را می گیرد با کشاکشهای فراوان به دین اسلام ایمان آورد و از وی خواست که در همان مناطق زندگی کند ولی ایشان به علت دلایلی که خودش داشت قبول نکرد و سرسبزی که نزدیک بلوط بلند موزرم بودرا انتخاب نمود و در آنجا سکنی گزید وبعد از اینکه قافله ای از از شهرکرد به خوزستان سفر می کردایشان را دیدند و گفتند مردی موی زرد می باشد که با ایشان قوم و خویش شدند و موزرد تشکیل شد اما سندی در این راستا در دست نیست.اما تا آنجای که اطلاع داریم موزرم روستای است که مردم آن تابع ایل بزرگ اورک می باشندمردمانی مهمان نواز دلیر و شجاع و بسیار با سواد می باشند که تعداد زیادی از آنها در کشورهای همچون آمریکا، کانادا ،آلمان،ایتالیا و غیره زندگی می کنند این مردمان در دروانی که کد خدایی و خان ها حرف های برای گفتن داشتند مردم این روستا داری کلانتران و ریش سفیدان و کدخداهایی بزرگ بود که از جمله می از بزرگان ایل مانند خیبر خان گودرزی که فردی بسیار زرنگ و باسواد بودند و در زمان محمد رضا شا با دولت وقت تضاد داشتند و ایشان ادعای پادشاهی می نمودند (که برای اطلاع بیشتر از ایشان می توان به کتاب اسکندر دلدم خاطرات من و فرح)مراجعه کرد زیرا خیبر خان به عنوان شیک پوش ترین فرد جهان نامیده شده است
تاین طایفه محترم و بزرگوار از اولاد های کوچکتری تشکیل شده است که می توان اولاد مراد،اولاد شیرزاد،اولاد برات،اولاد نقی ،قربانی ها ،باقری ها و حاجتی های اسم برد که دارای چند روستای دیگر می باشند که مجموعا موزرم را تشکیل می دهند ده کهنه موزرم مرکز و بزرگترین روستای موزرم ،کلخواجه موزرم ،کل بلند ،کل نقدعلی ،لیر سیاه ،سه بلوطک ،سر طوف ،تنه و راکه موزرم را می توان نام برد
استناد تذكره خطي امامزاده شهپير به طول 6متر به

عرض12سانتيمتر به امضا و اثر زياد و نقل قول از

بزرگان سالهاي گذشته چنين برداشت مي شود:


زماني گروهي از ارامنه ارمنستان وارد خاك ايران

شدند،عده اي در خراسان و دسته اي در اصفهان و جمعي

هم به سرپرستي قهقه در كنار رودخانه كارون منطقه

سادات حسيني در دامنه كوهي به شكل لاله گوش بنام بل

گوش ساكن و در قله كوه قصري ساخته كه آثار آن هنوز

باقي است.

بعد از مدتي،پهلواني از قوم قهقه بنام حاجب فرزند لعل پا

و نوه درلي به منطقه ديگري كه داراي آب و آسياب و

باغات انگور فراواني داشت و به بندانيها تعلق داشت رفت

و با جهان دختر ملا باقر فهلويي سرپرست قومي كه آنجا

زندگي مي كردند،ازدواج كرد.و نام محمد را برخود نهاد

كه داراي 7پسر بنامهاي سليمان-عباس-شيرزاد-

رضا-كراغلي-حسين و مسلم بود.

قبر جهان ملا باقر با سنگ نوشته اي به تاريخ1206

قمري در قبرستان موزرم وجود دارد.


اما چون منطقه داراي باغات بسيار انگور(مو) با دانه هاي

زردي بود،منطقه را موزرد و چون محمد داراي موهاي

زردي بود،نوادگان او را موزردي ميگفتند كه به مرور

در ایذه که منطقه ای به نام موزرم وجود دارد در رامهرمز هم همچین منطقه ای وجود دارد که آن هم منسوب به تیره ی موزرمی است